ناصریای بندر
عشق تو حقن ولی دنیا پرنا حقن
به نام آرامش دهنده دل ها بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما مرد ( ناصر ) با هر چه ستم هرچه بلا می ماند شیوه درست این است که مرد با هر چه ستم و هرچه بلا می ماند اما نه جسمش بلکه روحش ، این شیوه ناصر بود (۶)، او مرد بود و مردانه زیست و مردانه پرواز کزد به سوی معبودش ، سنگ های زیادی بر جلوی پایش انداختند ، اما راه خود را به پایان برد و داغ را بر دل حادثه ها گذاشت (۴) هنگامی که بدی را می دید همیشه بی صدا تر ز سکوت بود و خشم خود را فرو می برد ، اما در هنگام رواج خوبی به دیگران ٬ نعره خوبی را در گوش دوستان و دشمنان می خواند (۵) ، سرشار از عشق و معنویت بود و هیچ نیازی به مادیات نداشت زیرا پرنده دل سیر از معنویت از هر مادیاتی رها می ماند (3) ، راهی که او پیمود هیچ وقت خاطره نمی شود زیرا سفرش و راهش همراه تا ریخ به جا می ماند ( ۲) ا ین است شیوه ماندگاریه ناصر عبداللهی و اما ٬ ما ، دوستداران و مریدان ناصر زنده بودنمان خاریست بر چشم مردم زوال پرست راهش را ادامه خواهیم داد و اجازه نخواهیم داد زوال پرستان ما را متوقف سازند جان خود را فدای ناصر خواهیم کرد..(۱) نتوان گفت که این قافله وا می ماند خسته و خفته از این خیل جدا می ماند (۱) این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنیم این سفر همراه تاریخ به جا می ماند (۲) دانه و دام در این راه فراوان اما مرغ دل سیر ز هر دام رها می ماند (۳) می رسی آخر ، افسانه وا ماندن ما همچو داغی به دل حادثه ها می ماند (۴) بی صداتر زسکوتیم ، بی صدا نر زسکوتیم ولی گاه خروش نعره ماست که در گوش شما میماند (۵) بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما مرد با هر چه ستم هرچه بلا می ماند (۶) یا علی 
| طراح قالب:سید مهدی افضلی |


