تبليغاتX
ناصریای بندر


ناصریای بندر

عشق تو حقن ولی دنیا پرنا حقن

 

 

به نام ایزد منان

 

 

 ناصر جان خیلی دلتنگتم ، خیلی ، بیشتر از گذشته ، یک حسی دارم که :

 

 

 شبیه حس پژمردن دچار غم و بی رنگی  

تو آرومی من تنها ، حقیقت داره دلتنگی

 

 ناصر جان

 

 از میان تمام نواهای زمینی ، نوایی که به بالا ترین نقطه آسمان راه می  یابد ، صدایی است

 که از حنجره تو خارج می شود. کسانی که فقط انعکاس آفتاب را بر دریاچه آرام در کوهسار

 می بینند تو گرمی آن را احساس می کنی ، کسانی که تنها ایجاد ستارگان را می بینند در

آسمان شب ، تو درخشش آنها را می بینی ، کسانی که از پنجره باغ رانظاره می کنند ، تو

غرق در باغ  و بوستانی ، و کسی هرگز چون تو نخواهدبود و هر انچه از تو وجودی بی همتا

ساخته درخور عشق و تحسین است.

 

 

 

 بی تو رود از جریان باز خواهد ایستاد ، اگر تنها محکوم به پیوستن به جویبارباشد ، بی تو دریا

هرگز لب به خنده نمی گشاید ، اگر ابرها نباشند تا براشکهایش بوسه بزنند ، بی تو دنیا جای

زیبایی برای  ماندن  نیست ، جای زیبا جاییست که تو هستی ، بهشت برین ، نزد خداوندت  و ما

 فقط حسرتاین منزلگاه هارو می خوریم .

 

 و

 

                       بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن 

                           پهنه وسیع عالم بی تو به مه قفسن

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت توسط یلدا| |


طراح قالب:سید مهدی افضلی