ناصریای بندر
عشق تو حقن ولی دنیا پرنا حقن
به نام آنکه خنده را سرآغاز خوشی و گریه را پایان جدایی قرار داد ناصر جان به خدا بی طاقتم تا کی باید با گریه بخوابم؟ تاکی باید شب خستگی ام به روز برسه؟ تا کی باید صبح آینه جوابم بکنه؟ تا کی باید در نبودت ستاره در به در بشه؟ تا کی باید آینه آروم نگیره؟ تا کی باید شب عاشقات با گریه سربشه؟ وتا کی............. ..................... ناصر جان جواب این همه سوال مارو کی باید بده؟جواب این همه دلتنگی ما رو؟ عمریه پنجره های خونه رو به هوای دیدنت باز میکنم اما........ اما باز هم با تمام دلتنگی و بی تابیهایم میگم: باشه هرچی تو میخوای هر جوری که تو راحتی... تو فانوس ترانه بودی و توی آسمان ترانه پرنده بودی و رها بودی.... تو خودت بودی و خاطره نبودی.... تو ستاره بودی تو غزل بودی... تو پرنده ای غریب بودی که این غربت و مظلومیتت یر عاشقانت پوشیده نیست.... تو مردی بودی بی نقاب... توازنژاد آسمان عشق بودی ... تو هیچ وقت به بخت جاویدان فکر نکردی و همیشه و هرجا به هرچه که داشتی قانع بودی... تو آنقدر مهربان بودی که نامهربانی را هم از دیگران قبول میکردی تو بهانه ای بودی برای بیدار بودن ستاره........ تو ندیم اطلسیها بودی تو بهار خونه بودی........ تو توی توی راه عشق همه رو جا گذاشتی وبه دیدار معشوق و معبودت رفتی........ میدانم هرچی درباره ی خوبی های تو حرف بزنم جمله ی (( قطره در مقابل دریای بیکران)) را بازگو کردم و حالا اگر تو نباشی، نه درختی نه گلی میان باغی هست...... ودر پایان کلیپ زیبای راز باصدای ناصر عبداللهی رو براتون برای دانلود گذاشتم راز(با حجم ۴.۵۶mb و فرمت wmv قابل اجرا با windows media player ) نوشته شده توسط یلدا
| طراح قالب:سید مهدی افضلی |


