ناصریای بندر
عشق تو حقن ولی دنیا پرنا حقن
امروز پانصد و چهار روز از پرواز ناصر و پانصد و یک روز از وقتی که اینجا منزل ناصر شده گذشته. ناصر وقتی در قید حیات بود کسی نمیدانست کجاست؟چی کار میکنه؟ اصلاُ هست یا نه؟وقتی هم دار فانی را وداع گفت دوست پیدا کرد اونم چه دوست هایی ٬ دوست هایی که اصلاُ نمیدونستند ناصر اهل کجاست؟کارش چیه؟مجرده یا متاهل؟و..... هیچ وقت از خودتون سوال کردید که چرا ناصر اینقدر زود رفت؟ ناصر واقعاُ سختی هارو به جان خود خرید و ار دنیا دلش رو برید و به سوی ملکوت پرواز کرد.کسی میدونه چرا؟جواب این سوال رو خود ناصر داد ((از هیچ کس خوشی ندیدم ار همه کس بدی دیدم.)) این عکس رو خانم محترمی به اسم یلدا برام فرستاد که خودش گرفته بود و گفت این پیر مرد داشته رو مزار ناصر قرآن میخوانده.به این میگن دوست واقعی ناصر٬ به این میگن عاشق واقعی ٬ما فقط شعار میدهیم که دوست ناصریم ٬ما فقط تظاهر به عاشق بودن میکنیم و عاشقان واقعی متل این مردهم به ندرت وجود داره. (( خوشا به مرامت پیر مرد )) من میخوام بگم که درسته که ناصر تنها بود و تنها هست. ولی اون خدا رو داره محمد(ص)رو داره٬ فاطمه بنت نبی(س) رو داره٬احمد ثانی(ع) رو داره٬ابوالفضل بریده دست(ع)رو داره. با همه بی سر و سامانیم باز به دنبال پر یشانیم طاقت فرسودگیم هیچ نیست درپی ویران شدنی آنیم ******************** آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانیم ********************* آمده ام با عطش سالها تاتوکمی عشق بنوشانیم ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانیم ********************* حرف بزن حرف بزن ابرمرابازکن دیرزمانی است که بارانیم ********************** حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه یک صحبت طولانیم در پایان هم به یاد ناصر عزیز دو تا از اهنگ هاش براتون برای دانلود گذاشتم. ای دل دگه گولم مزن لینک غیر مستقیم(روی لینک کلیک کنید و در صفحی بعدی دانلود رو بزنید) بیتم تو بیت لینک غیر مستقیم(روی لینک کلیک کنید و در صفحی بعدی دانلود رو بزنید) به نام آنکه وجود کم وجودم ز وجود پر وجودش شده موجود ناصریا دوستت داریم و تاوان آن هرچه باشد٬باشد ناصریا دوستت داریم برای همیشه.این درست است که تو با مرگ بی حساب شده ای٬ولی ما با تو بی حساب نشده ایم و هنوزم مدیون مهربانی هایت هستیم ناصر عزیز نمیدانم تو میدانی که دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده و سراپای وجودم در فراغت اب گردیده٬نمیدانم تو میدانی ز هجرت تو دیدگانم همچون دریایی ز خون گشته٬همچون شمعی میسوزد برای دیدنت رویت نمیگویم روی ماهت چون از ماهم بهتری٬نمیدانم تو میدانی که دو چشم اشکبارم را به روی ماه میدوزم و با او از غم و رنج راز میگویم٬نمیدانم تو میدانی که من اینک درون سینه خود سخت میگریم و اسم تو را فریاد میزنم٬ نمیدانم تو میدانی که بی تو ای عزیزم چه غمی در سینه دارم٬ نمیدانم تو میدانی؟ ناصر همیشه میگفت من به دنبال حرفهای نو و کار های تازه هستم ومن هم به عنوان دوستدار او کاری تازه انجام دادم و تمام اثرات او را به صورت رمیکس در اوردم٬که براتون برای دانلود گذاشتم. من این کار رو با قطعه فاطمه بنت نبی(س)شروع کردم چون ناصر همیشه میگفت:"این قطعه رو از همه بیشتر دوست دارم و من مدیون این هستم" و بعد از آن احمد ثانی و......وبا قطعه احمد ثانی هم به پایان رساندم چون ناصر علی ولی الله گویان پرواز کرد. رمیکس۱لینک غیر مستقیم(با حجم ۵ مگا بایت٬روی لینک کلیک کنید و در صفحه بعدی دانلود رو بزنید ) رمیکس۲لینک غیر مستقیم(با حجم ۵ مگا بایت٬روی لینک کلیک کنید و در صفحه بعدی دانلود رو بزنید) توضیح: دراولی فقط اهنگ ها رمیکس شده و لی در دومی به جز رمیکس اهنگ ها در زمینه آن موسیقی ّبیکلام نازتکه پخش میشود پیشنهاد میکنم هردو رو دانلود کنید. ناصر عبداللهی که بود؟ آیا واقعا میشود ناصریا رو توصیف کرد ؟ ناصر عبداللهی مردی بود بی مثل و مانند و هرگز همچون او زاده نمی شود. او مردی بودبا ایمان و باتقوا که هیچ وقت نمازش قطع نمیشد . همیشه یاد ائمه را در رأس کارهایش قرار میداد . توصیف من از ناصر عبداللهی مثل قطره ای در مقابل دریای بیکران است و تنها خداوند میتواند او را کامل توصیف کرد چند تن از دوستان وی از او میگویند: محمد علی بهمنی : این صدا می توانست رساتر باشد. اما دریغ... محمد علی بهمنی ضمن اشاره به این که او در موسیقی پاپ روش تقلیدی نداشت گفت: شناخت وی روی شعر خوب بود و این واقعیتی است که باید به آن اعتراف کرد. بهمنی با بیان این که او شعر را خوب می شناخت خاطر نشان کرد: او انسانی بود که موسیقی را خوب می شناخت. صدای خوبی داشت و حیف شد می توانست این صدا رساتر بماند. اما دریغ! سعید شهروز: دلم که می گرفت صدای ناصر را گوش می دادم ، ناصر یکی از صمیمی ترین دوستان من در حیطه موسیقی بود. تنها کسی بود که همیشه مضطرب نوع زندگی و کارهایش بودم و همیشه برایم مهم بود که او چه می کند و چه شرایطی دارد. افشین سیاه پوش: انسانی بزرگ با آرزوهای کوچک
خوب ترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانیم



ناصر تنها بود، . ناصر درویش وار زندگی می کرد. آسمانی زندگی می کرد و همه چیز را فانی می دانست. سال 79 که آلبوم دوستت دارم او با آلبوم غزلک من همزمان شد و او در یکی از قطعات آلبوم غزلک با نام گل یخ با من هم خوانی کرد رفاقت ما پایه ریزی شد. با توجه به موفقیت همزمان دوستت دارم و غزلک ما باید رقبای سر سختی برای هم محسوب می شدیم، اما این رقابت به رفاقت تبدیل شد و ما هر دو از این رفاقت لذت می بردیم. زمانی که تهران را ترک کرد و به بندرعباس رفت خیلی ناراحت شدم، با او تماس گرفتم و گفتم چرا رفتی؟ و ...
ناصر صدایی بود که دیگر تکرار نمی شود. من همیشه وقتی دلم می گرفت، چراغ ها را خاموش می کردم و ترانه های ناصر را گوش می دادم. در هر صورت او از میان ما رفته و من ترانه گل یخ را با تمام وجود به روح ناصر تقدیم می کنم و آرزو می کنم روح ناصر با ائمه محشور شود.
حکایت ناصر، حکایت آدم بزرگی بود که آرزوهای کوچکی داشت. آدم هایی که روی زمین به دلبستگی های کوچک زمینی دلبسته نمی شوند و به دلیل همین خصوصیت عاشق متافیزیک هستند. ناصر به دنبال یک زندگی بی دردسر و بدون مزاحم بود که آن هم از وی دریغ شد.
ناصر کلاً آدمی صمیمی بود، در اولین برخورد رفاقت را پایه ریزی می کرد. او از در آغوش گرفتن رفیقش در دوره ای که غرور حرف اول را می زند اکراه نداشت. عاشق دست یافتن به نکات شخصیتی افراد بود و حدس هایش در مورد آدم ها درست از آب در می آمد. ناصر از سیگار متنفر بود. اگر کسی در حضور ناصر سیگار می کشید یا به او اخطار می داد که این کار را انجام ندهد یا محل را ترک می کرد. خدا رحمتش کند...
| طراح قالب:سید مهدی افضلی |


