|
دوستت داریم ناصریا
به نام آنکه وجود کم وجودم ز وجود پر وجودش شده موجود

ناصریا دوستت داریم و تاوان آن هرچه باشد٬باشد ناصریا دوستت داریم برای همیشه.این درست است که تو با مرگ بی حساب شده ای٬ولی ما با تو بی حساب نشده ایم و هنوزم مدیون مهربانی هایت هستیم
ناصر عزیز
نمیدانم تو میدانی که دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده و سراپای وجودم در فراغت اب گردیده٬نمیدانم تو میدانی ز هجرت تو دیدگانم همچون دریایی ز خون گشته٬همچون شمعی میسوزد برای دیدنت رویت نمیگویم روی ماهت چون از ماهم بهتری٬نمیدانم تو میدانی که دو چشم اشکبارم را به روی ماه میدوزم و با او از غم و رنج راز میگویم٬نمیدانم تو میدانی که من اینک درون سینه خود سخت میگریم و اسم تو را فریاد میزنم٬ نمیدانم تو میدانی که بی تو ای عزیزم چه غمی در سینه دارم٬ نمیدانم تو میدانی؟
ناصر همیشه میگفت من به دنبال حرفهای نو و کار های تازه هستم ومن هم به عنوان دوستدار او کاری تازه انجام دادم و تمام اثرات او را به صورت رمیکس در اوردم٬که براتون برای دانلود گذاشتم.
من این کار رو با قطعه فاطمه بنت نبی(س)شروع کردم چون ناصر همیشه میگفت:"این قطعه رو از همه بیشتر دوست دارم و من مدیون این هستم" و بعد از آن احمد ثانی و......وبا قطعه احمد ثانی هم به پایان رساندم چون ناصر علی ولی الله گویان پرواز کرد.
رمیکس۱لینک غیر مستقیم(با حجم ۵ مگا بایت٬روی لینک کلیک کنید و در صفحه بعدی دانلود رو بزنید )
رمیکس۲لینک غیر مستقیم(با حجم ۵ مگا بایت٬روی لینک کلیک کنید و در صفحه بعدی دانلود رو بزنید)
توضیح: دراولی فقط اهنگ ها رمیکس شده و لی در دومی به جز رمیکس اهنگ ها در زمینه آن موسیقی ّبیکلام نازتکه پخش میشود پیشنهاد میکنم هردو رو دانلود کنید.
نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
تنهایی ناصر

امروز پانصد و چهار روز از پرواز ناصر و پانصد و یک روز از وقتی که اینجا منزل ناصر شده گذشته.
ناصر وقتی در قید حیات بود کسی نمیدانست کجاست؟چی کار میکنه؟ اصلاُ هست یا نه؟وقتی هم دار فانی را وداع گفت دوست پیدا کرد اونم چه دوست هایی ٬ دوست هایی که اصلاُ نمیدونستند ناصر اهل کجاست؟کارش چیه؟مجرده یا متاهل؟و..... هیچ وقت از خودتون سوال کردید که چرا ناصر اینقدر زود رفت؟
ناصر واقعاُ سختی هارو به جان خود خرید و ار دنیا دلش رو برید و به سوی ملکوت پرواز کرد.کسی میدونه چرا؟جواب این سوال رو خود ناصر داد
((از هیچ کس خوشی ندیدم ار همه کس بدی دیدم.))
این عکس رو خانم محترمی به اسم یلدا برام فرستاد که خودش گرفته بود و گفت این پیر مرد داشته رو مزار ناصر قرآن میخوانده.به این میگن دوست واقعی ناصر٬ به این میگن عاشق واقعی ٬ما فقط شعار میدهیم که دوست ناصریم ٬ما فقط تظاهر به عاشق بودن میکنیم و عاشقان واقعی متل این مردهم به ندرت وجود داره.
(( خوشا به مرامت پیر مرد ))
من میخوام بگم که درسته که ناصر تنها بود و تنها هست. ولی اون خدا رو داره محمد(ص)رو داره٬ فاطمه بنت نبی(س) رو داره٬احمد ثانی(ع) رو داره٬ابوالفضل بریده دست(ع)رو داره.
با همه بی سر و سامانیم باز به دنبال پر یشانیم
طاقت فرسودگیم هیچ نیست درپی ویران شدنی آنیم
********************
آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم
دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانیم
*********************
آمده ام با عطش سالها تاتوکمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانیم
*********************
خوب ترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانیم
حرف بزن حرف بزن ابرمرابازکن دیرزمانی است که بارانیم
**********************
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه یک صحبت طولانیم

در پایان هم به یاد ناصر عزیز دو تا از اهنگ هاش براتون برای دانلود گذاشتم.
ای دل دگه گولم مزن
لینک غیر مستقیم(روی لینک کلیک کنید و در صفحی بعدی دانلود رو بزنید)
بیتم تو بیت
لینک غیر مستقیم(روی لینک کلیک کنید و در صفحی بعدی دانلود رو بزنید)
نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
درگذشت مادر گرامی آقای مهرداد نصرتی

(ناصر عبداللهی و مهرداد نصرتی در یکی از آخرین کنسرت های ناصر عبداللهی)
سلام دوستان
در این پست خواستم درگذشت مادرگرامی آقای مهرداد نصرتی(یکی از دوستان صمیمی ناصر عبداللهی که آهنگسازی چند کار ناصر را به عهده داشت) را خدمت ایشان تسلیت بگم و از خداوند متعال خواسته باشم که این مرحومه را مورد لطف و رحمت خویش قرار بدهد.
در ضمن ببخشید اگه کیفیت عکس خوب نیست
نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت
چهار خصوصیت تاریخی ناصر عبداللهی

یك:ناصر عبداللهی در سالهایی كه مسئولان موسیقی برای جلوگیری از نفوذ فراگیر صداها و ترانه هایی که خوانندگان ایرانی خارج از مرزها (که اكثر آنها فاقد معنی و محتوا میباشند ) دست به جایگزین و كپی سازی از آنان زده بودند ، در آسمان موسیقی ایرانی پاپ ایرانی سر برآورد و نشان داد برای شنیده شدن حتما نباید صدای دیگران را تقلید كرد، وی با صدای بم بندری اش كه اصالت جنوبی را در خود داشت درخشان ظاهر شد. ناصر عبداللهی بعد از انقلاب جزو نخستین خواننده های صاحب صدا و سبك است كه نه تنها تقلید نكرد بلكه بر روی بسیاری تاثیر مثبت داشت .
دو : ناصر عبداللهی در برهه ای از زمان كه شعر مذهبی تنها در مداحی ها و مجالس دینی شكل می گرفت یا اگر ترانه ای خوانده می شد به دلیل سطحی بودن و فاقد كیفیت لازم بودن در محاق می ماند با ترانه های ((یا فاطمه)) و ((محمد جان)) سبک جدیدی را به موسیقی پاپ اضافه كرد كه نه تنها شعاری و سطحی و ساده انگار نبود بلكه برعكس جذاب و شنیدنی و تاثیر گذار هم بود و بدین گونه خیل عظیمی از این سبك و سیاق بهره گرفتند و موسیقی پاپ ایرانی متناسب با اهداف اسلامی گام های بلندی برداشت . ( البته فرهاد و ترانه ی وحدتش در این میان یك استثنا به حساب می آید.)
سه : ناصر عبداللهی با حضور درخشانش در عرصه ی موسیقی پاپ ایرانی علاوه بر این كه نام هرمزگان و بندرعباس را بر سر زبان ها انداخت خود باوری را هم برای جوانان جویای عرصه ی موسیقی هرمزگان به همراه آورد. نمونه ی خوانندگانی كه بعد از ناصر عبداللهی در عرصه ی موسیقی پاپ ایران مطرح شده اند كم نیستند. اعتماد به نفس بالای عبداللهی باعث شد كه هر علاقمند به موسیقی خود را شایسته ی مطرح و موثر بودن بداند.
چهار:تركیبی كه ناصر عبداللهی برای ترانه هایش می ریخت از جهتی تازه و بكر بود و دلیل استقبال عظیم و اقبال بزرگش نیز جدا از صدای خاصش? ریتم و فضای كارش می باشد.
چهار:تركیبی كه ناصر عبداللهی برای ترانه هایش می ریخت از جهتی تازه و بكر بود.
در هر صورت عبداللهی چهره ای غیر قابل فراموش و تاثیر گذار در موسیقی پاپ ایران است كه نبودش تا سالها دریغ و درد را برای علاقه مندان به موسیقی را به همراه دارد.
شخصیت عبداللهی چنان فراگیر است كه حتی اگر ناصر عبداللهی را نیز قبول نداشته باشی صدا و حضور پر طنین اش را در عرصه ی موسیقی مردمی ایران نمیتوانی قبول نداشته باشی. و نبودش دنیای موسیقی را به اشك وا داشته كسی كه با بغض پنجره ها حرف می زد و از دریچه جاودانگی با زندگی وداع كرد.

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
ای عشق تو ایمانوم
اولین روز از پاییز سال هزار و سیصد و هشتاد، تازه از مدرسه برگشته بودم بعد از سه ماه تعطیلی مدرسه رفتن برام سخت بود به همین خاطر خیلی خسته بودم میخواستم ناهارمو بخورم بعد استراحت کنم ، ساعت دو بعد از ظهر بود مادرم تلویزیون رو روشن کرد طبق معمول گذاشت رو اخبار منم از اخبار خیلی بدم میاد تو یک فرصت خوب کانال رو عوض کردم گذاشتم کانال استان صحنه های جنگ تحمیلی رو داشت نشون میداد همراه با اون یک آهنگ هم پخش میشد من بیشتر از اینکه به تصویر توجه کنم به صدا گوش میدادم یک حال عجیبی بهم دست داد یکباره بدون اینکه خودم بفهمم شروع کردم به اشک ریختن خیلی دوست داشتم بدونم این ترانه رو کی داره میخونه؟ نمیدونستم که این ترانه چه ربطی به این صحنه ها داره؟ بالاخره نفهمیدم خواننده این ترانه کی بود.
از اون روز دو ماه گذشت تا اینکه قرار شد با خانواده به کنسرتی در تالار رودکی اصفهان بریم من دوست نداشتم برم و به اسرار پدرم رفتم به همین دلیلم نپرسیدم کنسرت کیه؟
سیل عظیمی ازجمعیت داخل تالار رو پر کرده بودند با خودم گفتم باید خواننده معروف و محبوبی باشه که این همه جمعیت رو اینجا آورده.
بعد ازخواندن سرود ملی، مجری که جواد خیابانی بود اومد روی سن بعد از خوش آمد گویی گفت : "از گروه موسیقی ناصریا دعوت میکنم که به روی صحنه تشریف بیارند" با خودم گفتم ناصریا یعنی چی؟ چرا اسمه دیگه ای رو برای گروهشون انتخاب نکردند تا اینکه بعداز معرفی اعضای گروه نوبت خواننده ی گروه شد خیابانی بلند گقت "به افتخار آقای ناصر عبداللهی" اسمش برام آشنا نبود آخه تا حالا اسمشه نشنیده بودم، بعد از سلام و تشکر از مردم گفت: "میخوام با قطعه ای که برای دخت پیغمبر(ص) ساختم شروع کنم" مردم شروع کردند به تشویق او ، اهنگش شروع شد و وقتی خواندن رو شروع کرد یک حسی به من گفت که من قبلاً این صدارو شنیدم اما نمیدونستم کجا؟ با خودم گفتم این دیگه چه نوع خواننده ایه که برای هر اهنگش یک دلیل داره ترانه های بعدیش که تموم شد (یک رویا - ضیافت - ماه من -تعنه ناشنیده ) گفت : "میخوام این قطعه رو تقدیم کنم به روح شهدا" وقتی شروع شد حالم عوض شد میدونستم که حسم به من اشتباه نگفته، میخواستم برم روی سن ناصرو بغل کنم .
حدود دو ساعت برنامه طول کشید اما من اینطوری آروم نمیشدم میخواستم اونو از نزدیک ببینم ساعت نه شب برنامه تموم شد خانواده ام رفتن خونه من تا ساعت ده و نیم منتظر بودم که ناصر بیاد بیرون وقتی از در اومد بیرون انگار نه انگار دو ساعت برنامه اجرا کرده بود شاداب و سر حال، میخواستم برم جلو و سلام کنم حس عجیبی داشتم بدنم میلرزید رفتم جلو سلام کردم یه طوری منو تحویل گرفت انگار عمریه همدیگرو میشناسیم، این اولین و آخرین باری بود که من ناصر رو از نزدیک دیدم بعد از اون فقط از صدای گرمش لذت میبردم.
یک حرف زیبا از ناصر از کنسرت اون شب رو میخوام براتون بگم
«جواد خیابانی از ناصر سوال کرد که چرا شما الگوی جوانا یید موی سرتون بلنده ؟ ناصر در جوابش گفت : " وقتی مولام موی سرش بلند بوده من چرا موی سرم بلند نباشه؟»
در آخر میخوام درود بفرستم به روح بلند، پاک و مقدس ناصر عبداللهی عزیز و لعنت بفرستم به دو عده ، یکی کسانی که بعد از پرواز ناصر برای او شایعه مرگ به صورت مصرف ............. و دوم کسانی که ناصر را مورد ضرب و شتم خود قرار دادند.
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره پر از خاطرات ترك خورده ايم
*******
اگر داغ دل بود،ما ديده ايم اگر خون دل بود،ما خورده ايم
اگردل دليل است،آورده ايم اگر داغ شرط است مابرده ايم
*******
اگر دشنه دشمنان ، گردنيم اگر خنجر دوستان ، گرده ايم
گواهی بخواهيد،اينك گواه همين زخم هايی كه نشمرده ايم
*******
دلي سر بلند و سري سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ایم
نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
بزرگ مرد جنوب

ناصر عبداللهی که بود؟
آیا واقعا میشود ناصریا رو توصیف کرد ؟
ناصر عبداللهی مردی بود بی مثل و مانند و هرگز همچون او زاده نمی شود. او مردی بودبا ایمان و باتقوا که هیچ وقت نمازش قطع نمیشد .
همیشه یاد ائمه را در رأس کارهایش قرار میداد .
توصیف من از ناصر عبداللهی مثل قطره ای در مقابل دریای بیکران است
و تنها خداوند میتواند او را کامل توصیف کرد
چند تن از دوستان وی از او میگویند:
محمد علی بهمنی : این صدا می توانست رساتر باشد. اما دریغ...
محمد علی بهمنی ضمن اشاره به این که او در موسیقی پاپ روش تقلیدی نداشت گفت: شناخت وی روی شعر خوب بود و این واقعیتی است که باید به آن اعتراف کرد. بهمنی با بیان این که او شعر را خوب می شناخت خاطر نشان کرد: او انسانی بود که موسیقی را خوب می شناخت. صدای خوبی داشت و حیف شد می توانست این صدا رساتر بماند. اما دریغ!
سعید شهروز: دلم که می گرفت صدای ناصر را گوش می دادم
، ناصر یکی از صمیمی ترین دوستان من در حیطه موسیقی بود. تنها کسی بود که همیشه مضطرب نوع زندگی و کارهایش بودم و همیشه برایم مهم بود که او چه می کند و چه شرایطی دارد. ناصر تنها بود، . ناصر درویش وار زندگی می کرد. آسمانی زندگی می کرد و همه چیز را فانی می دانست. سال 79 که آلبوم دوستت دارم او با آلبوم غزلک من همزمان شد و او در یکی از قطعات آلبوم غزلک با نام گل یخ با من هم خوانی کرد رفاقت ما پایه ریزی شد. با توجه به موفقیت همزمان دوستت دارم و غزلک ما باید رقبای سر سختی برای هم محسوب می شدیم، اما این رقابت به رفاقت تبدیل شد و ما هر دو از این رفاقت لذت می بردیم. زمانی که تهران را ترک کرد و به بندرعباس رفت خیلی ناراحت شدم، با او تماس گرفتم و گفتم چرا رفتی؟ و ... ناصر صدایی بود که دیگر تکرار نمی شود. من همیشه وقتی دلم می گرفت، چراغ ها را خاموش می کردم و ترانه های ناصر را گوش می دادم. در هر صورت او از میان ما رفته و من ترانه گل یخ را با تمام وجود به روح ناصر تقدیم می کنم و آرزو می کنم روح ناصر با ائمه محشور شود.
افشین سیاه پوش: انسانی بزرگ با آرزوهای کوچک حکایت ناصر، حکایت آدم بزرگی بود که آرزوهای کوچکی داشت. آدم هایی که روی زمین به دلبستگی های کوچک زمینی دلبسته نمی شوند و به دلیل همین خصوصیت عاشق متافیزیک هستند. ناصر به دنبال یک زندگی بی دردسر و بدون مزاحم بود که آن هم از وی دریغ شد. ناصر کلاً آدمی صمیمی بود، در اولین برخورد رفاقت را پایه ریزی می کرد. او از در آغوش گرفتن رفیقش در دوره ای که غرور حرف اول را می زند اکراه نداشت. عاشق دست یافتن به نکات شخصیتی افراد بود و حدس هایش در مورد آدم ها درست از آب در می آمد. ناصر از سیگار متنفر بود. اگر کسی در حضور ناصر سیگار می کشید یا به او اخطار می داد که این کار را انجام ندهد یا محل را ترک می کرد. خدا رحمتش کند...
نوشته شده توسط مهدی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
|